سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

سپهر عشق مامان

تولد مادر جون و خاله ریحانه

راستی یادم رفت بهت بگم . 31 تیر تولد خاله ریحانه بود. تولدش مصادف با اولین روز ماه رمضان بود. اولین افطاری سال 91 رو خونه آقاجون بودیم . بعدش تولد خاله رو جشن گرفتیم و کادوش رو دادیم. امروز هم 2 مرداد 91 تولد مادر جونه اینجا هم تولد قشنگشون رو به هردوشون تبریک میگیم. بفرمایید کیک تفلد : ...
2 مرداد 1391

من اومدم - تولد بابایی

سلام و صد سلام به پسر قشنگ و نازم. ماشالا هزار ماشالا روز بروز داری بزرگتر و شیطون تر و بامزه تر میشی عزیز دلم. پسر گلم، خدا رو شکر با دعای تو پسر نازم که مطمئنم یواشکی به خدا گفتی مامانم خوب بشه، خدا رو شکر خیلی بهترم. ازت معذرت میخوام که چند وقتی نیومدم خاطرات قشنگت رو  اینجا ثبت کنم. ایشالا که بتونم تلافیه این چند وقت رو در بیارم . خوب عکسهای مربوط به تولد بابایی رو که 15 تیر بوده و مصادف با ولادت حضرت مهدی موعود (عج) توی این پست میزارم. و باقی رو توی پستهای بعدی. البته غیر از این فعلا بقیه عکسهات رمز دارن.چون بعد از تولد بابایی، بابایی موهای سر قشنگت رو تراشید.شاید یکی از دلایل افسردگی من این بود...
2 مرداد 1391

سپهری 11 ماهه میشود

    سلام عزیز دل مان، الهی فدات بشم. حواس جمع مامانی رو میبینی؟ اصلاً حواسم نبود که امروز 10 ماهگیت تموم میشه و وارد ماه 11 میشی الهی دورت بگردم. بزرگ مرد مامانی یک ماه بزرگتر شده. الهی دورت بگردم الهی مبارکت باشه و 120 سالگیت رو جشن بگیری قربونت برم. توی این ماه که هستی حالا کاملا بلدی: - چهار دست و پا بری - دست بزنی و یه خورده با حالت رقص دستتو بچرخونی - وقتی غذا نمیخوای بخوری، قاشق رو که نزدیکت میارم، چنان نازی میکنی و گردن و صورت قشنگت رو کج میکنی اون طرف که دل مامانی غش و ضعف میره - یه خورده هم قلدر شدی - یه شلیل رو کامل میخوری. - بابایی که میاد اینقد واسش ذوق...
2 مرداد 1391

شیرین کاریهای جدید

سلام عزیزدل مامانی الان که دارم از تو و اسه ی آینده ی تو می نویسم 2 روزه کار جدید یاد گرفتی. چهار دست و پا میری عزیز دلم. پریشب خونه آقا جون اینا 2 بار طول قالی 12 متر رو رفتی اومدی. اونم با چه ترفندی. شیرینی . . . به عشق شیرینی این مسیر طولانی رو دو بار رفتی و اومدی و ما رو کلی خوشحال کردی. اما هنوز اصرارت واسه ایستادن و راه رفتنت سر جای خودش هست. و همچنان بابایی بیچاره باید سه لا بشه واسه آقا سپهر که آقا تاتی تاتی کنه.کاش زودتر راه بیفتی که بابایی هم این کمردردش خوبه بشه مامانی. گفته بودم بهت تا الات 4 تا دندون درآوردی؟ و به نظر میرسه که داری دندون پنجمت رو هم در میاری مبارکت باشه  عزیزم....
28 تير 1391

بالاخره شیدبان آقا سپهر نصب شد

سلامممممم. سپهر چند روزه خیلی خیلی بیشتر ذوق میکنه وقتی میره توی اتاقش. به نظرتون چرا؟ آخه بابایی 5شنبه شیدبانی رو که 10 روز قبل سفارش داده بودیم آورد خونه و جمعه نصبش کرد. بابایی دست گلت درد نکنه ای ول بابایی خوب . اینا هم عکس شیدبان آقا سپهر و ذوق پسر گلم. بزن دست قشنگه رو به افتخار بابایی پس چرا خجالت میکشی مامان؟    با تشکر و قدردانی فراوان از آقای پدر هوارتا بوس ...
12 تير 1391

هورااااااااااااااااااااا . . . خودم دارم غذا میخورم

سپهر خیلی خوشحاله. چون با وساطت بابایی ، مامانی اجازه داد که تنهایی غذا بخوره. اونم چه غذاخوردنییییییییییییی ببینید : بزار غذا رو له کنم ببینم شاید خوشمزه تر بشه ! به به به به   اینجا مانانی دعوام کرد! چون بد غذا میخوردم. خوردن که نه همش غذا رو می مالوندم به سر و صورتم   ...
12 تير 1391

نشستن آقا سپهر

سلام مامانی ها. سلام دوستای خوبم. حالتون خوبه؟ خوب خدا رو شکر. یه خبر خوب دارم. پریشب 8 تیر یکهزار و سیصد و نودو یک، آقا سپهرتونست به تنهایی و بدون کمک کسی بشینه. ماجرا از این قراره که آخر شب میخواستم گل پسر رو پوشک کنم. از اونجایی که جدیداً موقع پوشک کردن وول میخوره در حد تیم ملی، به طوری که دیگه بعضی وقتا روی اعصابم راه میره، 5شنبه شب هم همینطور شد. از خونه مادر جون اینا (مامان بابایی) اومدیم و بعد از کلی کلنجار رفتن با آقا، واسه خوابیدن، میخواستم پوشکش رو عوض کنم که دیگه اعصابم رو خورد کرد، منم پوشکش رو نصفه و نیمهگذاشتم و  دراز به دراز افتادم و دستم رو گذاشتم روی سرم که صدای اهن اهنش بلند شد. نگاهش کردم و دیدم......................
10 تير 1391

آقاجون روزت مبارک (از طرف آقا سپهر)

اول از همه اعیاد شعبانیه رو به همه دوستای جون جونیم و وبلاگیهام تبریک میگم. تازشم یه تبریک واسه آقا جونم دارم.   آقا جون (بابای مامان) روز جانباز رو از صمیم قلب بهتون تبریک میگم. یه ماچ گنده   ...
5 تير 1391

عید سعید مبعث

    پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند : برترین [مرتبه] ایمان آن است كه بدانى هر كجا باشى، خدا با تو است . كنزالعمّال- ح 66 ؛ میزان الحکمة ج 1 ص 436 ح 1443 «اقرا باسم ربک الذی خلق» کلمات، به سبکی نسیم، بر گوش‌های محمد می‏نشیند و او سرشار از شوقی عظیم، گوش جان می‏سپارد به کلمات دلنشین خدا، و آرام تکرار می‏کند آن‏چه را که شنیده است . و اكنون پیامبر اسلام، حضرت محمد (صل ‏الله علیه و آله)، اینک تنها، امین زمینی‏ها نیست؛ او امین آسمانیان نیز شده است.   او امین خداوند است و این‏بار، امانت، آیه‏های روشن وحی ا...
28 خرداد 1391